باغ گیلاس
باغ گیلاس
در تمنای وجود آدمهایی که در سالیان دور امید وصال به یار خود بستند آغاز سرگذشتی را باید دید که نمی توان برایش پایانی دید.
انا لله و انا علیه راجعون
در لا به لای سرگذشتمان با کسانی آشنا می شویم، تا زمانی که کنارمان هستند احساس دوری آنها برایمان مفهومی ندارد اما وقتی که زمان جدایی فرا می رسد دلهره کل وجودمان را فرا می گیرد.
آری
امروز قرار وداع بود،یک وداع با شکوه،وداع با همه ی دوستانی که از آغاز دوستی با آنها زمان زیادی نگذشته بود اما جای تک تک آنها در دلهایمان به عمق یک دوستی چندین ساله تا ابد باقی خواهد ماند.
روز وداع رسید،قرار وداع ما با همه ی بچه ها بود،با همه...،اما عزیز ترین دوستمان این وداع با شکوه را بدون خداحافظی به سر انجام رساند تا یاد خوبی هایش همیشه همچون بغضی وا نشدنی در دلهایمان باقی بماند.
ما همیشه از بزرگترهایمان شنیده بودیم که خدا بهترین ها را زود تر به سوی خود باز می گرداند
اما باورش برای همه ی ما سخت بود تا این که....
میثم عزیز تو رفتی تنهای تنها و همه ی ما را تا قیام قیامت داغ دار خود کردی.اما ای کاش کمی صبر می کردی تا همه ی ما از سر تا پایت را بوسه باران می کردیم تا شاید می توانستیم مرحمی بر این بغض خفه کننده بگذاریم.
دنیا رو با همه ی خوب و بدش با همه زندونیای ابدش
پشت سر گذاشتن ورها شدن رفتن و سری توی سرا شدن
واسشون تو بند دنیا جا نبود دنیا که جای پرندها نبود
برای خداحافظی آمدیم،نبودی،وعده ی ما بهشت
روحت شاد و یادت گرامی باد
نوشته شده توسط حامد دلداری وعلی بیگدلی
نظر یادتون نره